حرف شمال

تاریخ: 26-05-1401, 12:29
کد خبر: 705
به بهانه تشکل نوظهور"منتچ"
اگر این مردم فهیم هستند، خودشان انتخاب می کنند و نیازی به لویی جرگه ندارند! ایضا اگر این شهر، دارای تاریخ بوده و در طول تاریخ حماسه ساز شده که یعنی قرن ها تجربه و آگاهی در این شهر وجود دارد و در این حالت هم نیاز به لویی جرگه نیست!

حرف شمال: با نزدیک شدن به پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، هر روز شاهد رونمایی از تشکل ها و انجمن های جدیدی می باشیم که خارج از باید و نبایدها؛ و وضعیت قانونی آنها و اینکه آیا دارای مجوز رسمی فعالیت هستند یا خیر؟!؛ باعث رخ دادن اتفاق هایی میشوند که گاه به جای تشویق مردم برای حضور در پای صندوق های رأی ، باعث ناامیدی آنها می گردند!! اینکه این گروه های تازه تاسیس شده ، تاکنون کجا بوده اند و چرا تا به حال به فکر توسعه کشور و منطقه نیافتاده اند و درست در هنگامه انتخابات بر طبل دلسوزی و دغدغه مندی می کوبند، یک چیز است! و اینکه بر اساس چه شاخص ها و چه معیارهایی و اصلا بر طبق کدام مجوز، اقدام به انتشار فهرست حمایتی می کنند، مسئله ای دیگر است!! از سوئی گردانندگان این تشکل های تازه به راه افتاده ، خود را دلسوز نشان میدهند و از طرفی  دیگر آحاد جامعه ی شهروندی ، آنها را دارای زد و بندهای پشت پرده می دانند و افسوس می خورند که چرا از احساسات و آرای ما برای امیال شخصی و گروهی خود سوء استفاده می کنند و خود را بزرگتر مردم میدانند؟! در هر حال ،  حسین کیاکجوری؛کارشناس ارشد مهندسی راه آهن – دانشگاه برمینگهام؛ که در چندسال اخیر بعنوان فعال سیاسی نیز شناخته میشود، طی یادداشتی ، اقدام به بررسی و آسیب شناسی رفتار اینگونه گروه های نوظهور کرده است:
چند هفته پیش، مجموعه ای از اشخاص حقیقی دور هم جمع شدند و مجمعی به نام منتچ (مجمع نواندیشان توسعه چالوس) را تشکیل دادند. اعضای این مجمع با اطلاع رسانی کاملا محدود با تعدادی از کاندیداهای انتخابات شورای شهر گفتگو کردند تا لیستی از کاندیداها را برای ارائه به شهروندان پیشنهاد دهند. و البته با توجه به حضور نفراتی از اعضای شورای اصلاح طلبان چالوس در میان اعضای منتچ و کاندیداهای دعوت شده، این موضوع هم مطرح شد که منتخبین این مجمع به عنوان لیست اصلاح طلبان چالوس معرفی خواهند شد.
رسانه ای شدن این جلسه در شبکه های مجازی، منجر به تغییر در برنامه این مجمع گردید. به گونه ای که فصل جدیدی از گفتگو با اکثر کاندیداهای انتخابات شورای شهر چالوس گشوده شد و نهایتا همراه با ارسال بیانیه ای رسمی، ده نفر را به عنوان کاندیداهای پیشنهادی منتچ معرفی نمودند. ایضا اعلام کردند که یکی بودن نفرات این لیست و لیست اصلاح طلبان در چالوس، شایعه ای بیش نیست.
اینکه مجموعه ای دور هم جمع شوند و بر اساس تحلیل ها و نظراتشان، لیستی را پیشنهاد دهند، بالذاته نه تنها اشکالی ندارد که با ارزش است و نوعی دعوت مردم به لیستی فکر کردن محسوب می شود. لیکن منتچ و تفکرات آن، موضوعی فراتر از یک لیست پیشنهادی بود.
در متن تصویری که از مجمع منتچ منتشر شد - و در ذیل آمده - نوشته "مجمعی است که از پیشکسوتان قبایل و تشکلات تشکیل شده و هدفش همدلی برای آبادی و اعتلای شهرمان چالوس است". یعنی گویی قرار است لویی جرگه ای از قبایل تشکیل شده! و به هدفش که همانا آبادی و اعتلای شهر است، برسد.
  این موضوع از چند جنبه قابل بررسی است:
لویی جرگه در اصل بزرگ ‌ترین مجمع بزرگان و شخصیت‌های قومی و اجتماعی کشور افغانستان در سه قرن گذشته است و در موارد بحرانی در آن کشور تشکیل می‌شود. لیکن واژه "لویی جرگه" در ادبیات فارسی زبانان، به هر نشستی که از بزرگان قبایل و مجامع که برای رفع بحران تشکیل شده، اطلاق می گردد.
بنابراین زمانی که لویی جرگه ای تشکیل می شود، مدعوین مراسم بر این موضوع اذعان دارند که بحرانی در شهر وجود دارد که از عملکرد ضعیف شورای فعلی یا حتی شوراهای قبلتر ایجاد شده است. حال در این شرایط، دعوت از اعضای فعلی شورا چگونه توجیه می شود؟ مگر این دوستان در شکل گیری این بحران نقش نداشته اند؟ مگر لویی جرگه برای عبور از بحران تشکیل نمی شود؟ پس چگونه است که مسببین بحران، خود برای حل بحران دعوت می شوند؟ یعنی قرار است با کمک بحران آفرینان، بحران را حل کنیم یا مجددا برای چهار سال بحران ادامه یابد؟
از طرف دیگر، لویی جرگه از بزرگان قبایل و مجامع تشکیل می شود که اگر در شهر چالوس، فهرستی از این بزرگان تهیه شود حداقل بایستی دویست نفر به مراسم دعوت شوند و بنابراین بر خلاف نوشته منتچ، مجمع تشکیل شده از حدود چهل نفر نمی تواند نماینده قبایل و اصناف باشد. یعنی متن معرفی منتچ، برای مصادره افکار عمومی تلاش کرده است که خود را مساوی بزرگان تمام قبایل و اصناف نشان دهد.
و نهایتا اینکه لویی جرگه، مخصوص مناطقی با تفکرات غالب قبیله گرایانه است و این بدین معنی است که مجموعه ای در دهه دوم قرن بیست و یکم تشکیل شده که نه تنها تمایلی به حل موضوع قبیله گرایی ندارد؛ بلکه تلاش می کند با بسط تفکر قبیله گرایی منطقه را به دهه های قبل پرتاب کند. مگر در روزگار فعلی، مردمان هر منطقه در شنیدن صداها و نظرات و برنامه های کاندیداها با محدودیتی مواجه هستند که دیگری به جایشان فکر کند و تصمیم بگیرد و آنها موظف شوند که از فرامین صادر شده پیروی کنند؟  این گونه نگاه کردن در دنیای مدرن امروز جایی ندارد و نسل امروز، آموخته که خود فکر کند و خود تصمیم بگیرد و خود پای اشتباهات و تصمیمات درستش بایستد. طبیعتا در این دیدگاه، مطالعه و شنیدن تفکرات گوناگون بسیار متفاوت از القای تفکرات قبیله ای در قالب تشکیل لویی جرگه است. نسل امروز نمی پذیرد که تفکرات قبیله ای را به برچسب "همدلي براي آبادي و اعتلاي چالوس" مزین کنیم و نتیجه آنرا به مردمان یک شهر تحمیل کنیم.
 بالاتر عرض کردم که منتچ، بر اثر فشارهای عمومی به گفتگو با اکثر کاندیداها پرداخت و به ارائه لیستی شامل ده کاندیدا و دو نوشته اقدام نمود. نوشته هایی که دارای تناقضات و ابهامات فراوانی است.
نوشته اول ارسالی منتچ، با جمله "اهالی محترم و شهروندان فهیم شهر تاریخی و حماسه ساز چالوس" آغاز شد. این جمله با متن اولیه منتج در تضاد است. چگونه است که ما مردم را رعایایی فاقد فکر می پنداریم که برای تصمیمشان و آینده شان، لویی جرگه تشکیل می دهیم ولی هنگام معرفی لیستمان به همین مردم؛ آنها را محترم و فهیم و از شهری تاریخی و حماسه ساز معرفی می کنیم؟
تضاد داستان در این است که اگر این مردم فهیم هستند، خودشان انتخاب می کنند و نیازی به لویی جرگه ندارند! ایضا اگر این شهر، دارای تاریخ بوده و در طول تاریخ حماسه ساز شده که یعنی قرن ها تجربه و آگاهی در این شهر وجود دارد و در این حالت هم نیاز به لویی جرگه نیست.
در ادامه این نوشته آمده است که "تغییر سرنوشت هر قومی را در گرو خواست و اراده مردم دانسته" و در این حالت نیازی به تشکیل لویی جرگه نیست و اراده مردم بایستی باعث تغییر گردد و نه تصمیم لویی جرگه. و همچنین نوشته شده که "فرض است که خارج از هرگونه تعصبات کورکورانه افرادی را انتخاب کرده ...".
این جمله هم در تضاد با تفکر قبیله گرایانه لویی جرگه است. یعنی منتچ پیشنهاد می دهد که خارج از تعصبات کورکورانه افرادی را انتخاب کنیم ولی خود به بسط تفکر قبیله گرایی می پردازد.
با این گونه تضادها در نوشته اول روبرو می شویم و در نوشته دوم نیز این فضای دوگانه و مغایرتهای نوشتاری / رفتاری مجددا لمس می گردد.
در بخشی از نوشته دوم آمده که "اعضای منتچ بواسطه تجربه و تعهد و دلسوزی خود نسبت به امور شهر و شهروندان، محل رجوع بسیاری از شهروندان برای تشخیص و معرفی افراد برتر در این عرصه بوده و می باشند ...".
کسانی که با رسانه آشنا هستند، می دانند که اینگونه نگارش کردن، برای تاثیر گذاری در ابعاد و به میزانی است که فراتر از اندازه واقعی موضوع می باشد. قرار است اینگونه نشان داده شود که اعضای منتچ، الزاما دارای تجربه، تعهد و دلسوزی می باشند (مفهوم القایی این متن این است که دیگران به اندازه ما دارای تجربه، تعهد و دلسوزی نیستند) و محل رجوع بسیاری از شهروندان در گذشته و حال می باشند (مفهوم القایی این متن این است که شهروندان بایستی به نظرات این گروه تمکین کنند. زیرا مردم برای پیشرفت شهرشان به گروه های دیگر مراجعه نکرده و نمی کنند).
تضاد حیرت انگیز این بخش این است که منتچ، لویی جرگه ای برای حل بحران شهر است و گویا منتچ در گذشته ای که خود قبول ندارد و شرایطش را بحرانی می داند، محل رجوع مردم بوده است. یعنی مرجع حل موضوعات، خود مرجع بحران های قبلی است. زیرا محل رجوع مردم بوده و بحرانی هم حل نشده است.
در ادامه نوشته دوم، منتچ با خضوع اعلام می کند که "خود را  قیم شهر و ولی و حجت مردم در این امر نمی دانیم و خود را فقط یک شهروند چالوسی می دانیم، لکن شهروندی که شهر خود را می شناسد... با این جمع روابط متقابل دارند ... و ... تجربه های اندوخته خود را در طبق اخلاص و در معرض مردم قرار خواهیم داد".
اینجا هم علاوه بر تضادی که در پاراگراف بالا بدان پرداختیم (پذیرش بحران در گذشته و قبول مسئولیت بحران در گذشته) و وجود این تناقض که اگر خود را قیم نمی دانید، چرا این مجمع را تشکیل دادید! تلاش در القای این موضوع دارد که تنها شهروندانی که شهر خود را می شناسد و چالش های آنرا می داند و با فرهنگ شهروندان آشنا هستند و مشکلات آنها را درک می کند، با منتچ رابطه دارند و سایر شهروندان مثلا نمی دانند چالوس چیست!. همچنین منتچ اعلام می کنند که تجربیات خود را در طبق اخلاص می گذارد (تجربیات! لویی جرگه! بحران در گذشته!).
منتچ در خاتمه نوشته دوم، دوازده آیتم را به عنوان شاخص، برای مبنای قضاوتشان درخصوص ارائه لیست پیشنهادی اش مطرح می کند. شاخص هایی که اگر فرض کنیم آیتم هایی جامع و مانع برای انتخابی شایسته هستند؛ بایستی توسط مجموعه ای از متخصصین آنالیز شوند و نه لویی جرگه و آن هم با دعوت "تک به تک" از کاندیداها.
در حالیکه طبق اطلاعات رسیده از این جلسات؛ برخی کاندیداها، برنامه های پیشنهادی کاندیداهای قبلی را یادداشت می کردند! تا به نام برنامه های خودشان ارائه دهند.
همچنین برای زدوده شدن هرگونه شائبه – لابی های قبایل و نفوذ گروه های سیاسی - از تصمیمات این مجمع، ویدئوی کامل این مراسم بایستی در اختیار عموم قرار بگیرد تا آنها هم بتوانند قضاوت کنند.
صحبت به درازا انجامید. مجددا عرض می کنم که ارائه لیستی پیشنهادی برای انتخابات پیش رو، امری با ارزش و پسندیده است. لیکن تفکر گروهی که بخواهد با القای نظراتش و تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی به این صورت که "ما مجمع بزرگان و دلسوزان شهر و مرجع تمام مراجعات شهری هستیم و هر که با ما نیست، شناختی از شهر ندارد" و جملات اینچنینی را بر زبان بیاورد، بیشتر بر سوالات ذهنی مان می افزاید تا اینکه بخواهد آنها را حل کند.
پیشنهاد ما برای بررسی شایستگی کاندیداها؛ دعوت از متخصصین شهری و تمامی کاندیداها به صورت "تک به تک" است تا در زمانی مشخص (حداکثر ده دقیقه) به ارائه برنامه هایشان اقدام کنند. این برنامه ها بایستی در یک روز تهیه و ضبط شوند. و سرانجام این ویدئوها در فضای مجازی منتشر شوند تا مردم، خودشان تصمیم بگیرند..
لطفا قضاوت را به خود مردم بسپاریم و از طرفشان فکر نکنیم.


نظرگاه شما
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
نظرسنجی
تازه ترین عناوین