برداشت درختان افتاده و شکسته؛ آری یا خیر؟
حرف شمال/ جنگل که عقب میرود، همیشه صدای افتادن درخت شنیده نمیشود. گاهی تنهای سالها روی خاک میماند، خزه میگیرد، آرامآرام میپوسد و بخشی از چرخه طبیعی جنگل میشود؛ گاهی اما همان تنه در بستر رودخانه قرار میگیرد و با نخستین بارش سنگین، میتواند به مانعی در مسیر جریان آب تبدیل شود.
حالا در جنگلهای هیرکانی، مسئله فقط چند درخت شکسته و افتاده نیست. بر اساس ارزیابی کمی و کیفی جنگلهای هیرکانی که سازمان منابع طبیعی در سال ۱۴۰۳ به پایان رسانده، حجم درختان شکسته، افتاده و تجمعی حدود ۲۸ میلیون مترمکعب برآورد شده است؛ عددی که هم از منظر اکولوژیک اهمیت دارد و هم پای مدیریت، قانون، سیلاب و اقتصاد جنگل را به میان میکشد.
قانون چه میگوید؟
ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت، سازمان منابع طبیعی را مکلف کرده است حفظ، احیا و توسعه جنگل را در چارچوب طرح مدیریت پایدار جنگل و جنگلداری نوین دنبال کند. در همین ماده، اصل بر ممنوعیت هرگونه بهرهبرداری چوبی از جنگل و برداشت درختان جنگلی گذاشته شده است.
اما تبصره یک این ماده، موارد مشخصی را از این ممنوعیت جدا کرده است؛ از جمله درختان ریشهکن، شکسته و افتاده تجمعی ناشی از عوامل طبیعی مانند طوفان، سیل، برف سنگین، لغزش و رانش وسیع، همچنین درختان آفتزده غیرقابل احیا و درختان خطرساز در حاشیه جادههای جنگلی و پارکهای جنگلی.
این استثنا نیز مطلق نیست و قانون برداشت این گروهها را صرفاً توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و با تأیید رئیس سازمان مجاز دانسته است. بنابراین آنچه قانون پیشبینی کرده، جمعآوری همه درختان افتاده از سطح جنگل نیست، بلکه مداخلهای محدود و مشروط در موارد مشخص است.
در این میان، تفاوت میان یک تنه افتاده در عمق توده جنگلی و تنههایی که در مسیر رودخانه یا کنار جاده قرار گرفتهاند، اهمیت پیدا میکند. اولی میتواند بخشی از زیستبوم و چرخه طبیعی جنگل باشد و دومی ممکن است به دلیل ایجاد خطر برای انسان یا اختلال در جریان آب، نیازمند بررسی و مداخله مدیریتی باشد.
منابع طبیعی: برداشت چوبی از جنگل در کار نیست
طرح جنگلداری نوین در شرایطی وارد مرحله اجرا شده که سیاست رسمی کشور، پایان بهرهبرداری چوبی سنتی از جنگلهای طبیعی و حرکت به سمت مدیریت پایدار و اکوسیستمی است. به همین دلیل، موضوع درختان شکسته و افتاده به یکی از مهمترین نقاط بحث درباره نحوه اجرای این طرح تبدیل شده است.
از یک سو، بخشی از این درختان میتوانند نقش زیستگاهی و اکولوژیک داشته باشند و از سوی دیگر، برخی تنههای افتاده در مسیر آبراههها یا مناطق پرخطر میتوانند نیازمند مدیریت باشند. همین تفاوت باعث شده است موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده، به جای یک تصمیم کلی، نیازمند تفکیک عرصهها و شرایط باشد.
کامران پورمقدم معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی ظهار کرد: رویکرد جدید مدیریت جنگل بر ظرفیتهای اکوسیستم جنگلی، کارکردهای مختلف جنگل و تولیدات غیرچوبی استوار شده و موضوع جنگلداری نوین نیز در ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: برداشت درختان از جنگل به دلیل مسائل مالی یا نیاز صنایع چوب در برنامه سازمان منابع طبیعی قرار ندارد و بهرهبرداری چوبی از جنگلهای طبیعی ممنوع است.
پورمقدم ادامه داد: قرار نیست همه درختان شکسته و افتاده از جنگل خارج شوند. بخشی از این درختان مدت زیادی روی کف جنگل باقی مانده و پوسیده یا کمارزش شدهاند و اساساً هدف برداشت نیستند.
وی تصریح کرد: شرایط درختانی که در بستر یا مسیر رودخانهها بر اثر طوفان و عوامل طبیعی افتادهاند متفاوت است؛ زیرا تجمع این درختان میتواند بر جریان آب اثر بگذارد و در شرایط بارندگی شدید خطر ایجاد کند. در چنین مواردی، موضوع با نظر دستگاههای مسئول از جمله وزارت نیرو و شرکتهای آب منطقهای بررسی میشود.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی تأکید کرد: برداشت درختان شکسته و افتاده تجمعی، در موارد مشخص و با رعایت اصول فنی، ملاحظات اکولوژیک و اقتصادی و مطابق شیوهنامههای مربوط انجام خواهد شد.
چوب مرده؛ مانع یا بخشی از جنگل؟
اختلاف اصلی در این موضوع از جایی آغاز میشود که همه درختان افتاده را یک گروه واحد فرض کنیم. چوب مرده در یک جنگل طبیعی، لزوماً چوب بیمصرف یا زباله نیست. تنه افتاده میتواند زیستگاه حشرات، قارچها و دیگر جانداران وابسته به چوب باشد و در روند تجزیه، مواد غذایی را دوباره به خاک و چرخه زیستی جنگل بازگرداند.
این تنهها همچنین بخشی از ساختار طبیعی جنگل و چرخه کربن هستند و در برخی نقاط میتوانند به حفظ رطوبت و فراهم شدن شرایط مناسب برای استقرار نهالها کمک کنند. به همین دلیل، خروج گسترده آنها میتواند پیامدهایی فراتر از جابهجایی چند قطعه چوب داشته باشد.
در مقابل، وجود حجم بالای مواد چوبی خشک در برخی شرایط اقلیمی و مکانی میتواند نگرانیهایی درباره آتشسوزی یا گسترش برخی آفات ایجاد کند. البته اثر چوب مرده بر آتشسوزی یک رابطه ساده و قطعی نیست و به عواملی مانند رطوبت، اندازه و وضعیت چوب، پوشش گیاهی، اقلیم و شرایط محلی بستگی دارد.
به همین دلیل، پرسش اصلی این نیست که درخت افتاده باید همیشه بماند یا همیشه خارج شود؛ مسئله این است که کدام درخت، در کدام نقطه و با چه هدفی باید مدیریت شود.
بحران مدیریت جنگل را نباید با توقف بهرهبرداری حل کرد
در کنار اختلاف بر سر شیوه اجرای طرح جنگلداری نوین، موضوع سابقه سیاستگذاری در جنگلهای هیرکانی نیز مطرح است. توقف بهرهبرداری چوبی در جنگلهای طبیعی، اگرچه چارچوب جدیدی برای مدیریت جنگل ایجاد کرده، اما درباره نحوه تأمین منابع مالی حفاظت، کنترل تخریب و تأمین نیاز صنایع چوب، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
از نگاه برخی کارشناسان، مسئله فقط ممنوعیت برداشت نیست و باید برای مدیریت عرصههایی که فاقد طرح یا منابع کافی برای حفاظت هستند نیز راهکار روشن و اجرایی وجود داشته باشد. در این چارچوب، طرح جنگلداری نوین و استفاده محدود و ضابطهمند از ظرفیت درختان شکسته و افتاده، محل بحث و نقد قرار گرفته است.
بهزاد انگورج تقوی کارشناس ارشد جنگل و مرتع و معاون اسبق امور جنگل سازمان منابع طبیعی اظهار کرد: توقف بهرهبرداری غیرتجاری به بهانه بهرهبرداری تجاری در طرحهای جنگلداری، برخلاف بند «ف» ماده ۳۸ قانون برنامه ششم، در عمل به توقف هرگونه بهرهبرداری چوبی و تعطیلی طرحهای جنگلداری منجر شد و این وضعیت یک بحران جدی در مدیریت جنگلهای هیرکانی ایجاد کرده است.
وی افزود: در این شرایط، ضعفهای حقوقی، ساختاری و مدیریتی سازمان منابع طبیعی و وزارت جهاد کشاورزی نیز خود را نشان داد و به اعتقاد من، پیامدهای این تصمیم باید از منظر مدیریت جنگل و نه صرفاً از منظر توقف برداشت چوب بررسی شود.
انگورج تقوی ادامه داد: یکی از پیامدها، ناتوانی دولت در تأمین بودجه مورد نیاز برای کنترل عوامل تخریب جنگل است. همچنین به گفته وی، در سالهای گذشته کنترل مؤثر برخی عوامل تخریب با مشکل مواجه بوده و صنایع چوب نیز برای تأمین نیاز خود بیش از پیش به منابع خارج از برنامه رسمی وابسته شدهاند.
وی تصریح کرد: از نگاه او، طرح جنگلداری نوین که برنامه برداشت آن بر پایه مدیریت درختان شکسته و افتاده طراحی شده، بالقوه میتواند بخشی از مسیر مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی باشد و رویکرد مدیریت اکوسیستمی را در این عرصهها دنبال کند.
معاون اسبق امور جنگل سازمان منابع طبیعی با اشاره به ابهامات موجود در اجرای این طرح گفت: ابلاغ اجرای طرح جنگلداری و دستور واگذاری طرحها در عمل با چالشهایی مواجه شده و این پرسش وجود دارد که چرا با وجود مشارکت سازمان منابع طبیعی و دانشگاهها در تهیه شرح خدمات و دستورالعملها، اجماع کافی برای اجرای طرح شکل نگرفته است.
وی افزود: در نشستهای هماندیشی مرتبط با مدیریت پایدار جنگل، لازم است شاخصهای مشخص و قابل سنجش برای حفظ، احیا و مدیریت پایدار ارائه شود و تجربه مناطق حفاظتشده نیز مورد توجه قرار گیرد.
انگورج تقوی ادامه داد: باید مشخص شود سازمان حفاظت محیط زیست چه شاخصهایی را برای حفاظت، احیا و مدیریت پایدار جنگلهای تحت پوشش مناطق حفاظتشده به عنوان الگو ارائه میکند و سازمان منابع طبیعی نیز به عنوان متولی جنگلها چگونه این شاخصها را در مدیریت عرصهها به کار خواهد گرفت.
وی تأکید کرد: مدیریت جنگلهای بدون طرح و بدون بهرهبرداری غیرتجاری را نمیتوان یک وضعیت مطلوب تلقی کرد و اگر بهرهبرداری رسمی متوقف باشد اما نیاز چوبی از مسیرهای غیرمجاز تأمین شود، خسارت سنگینی به جنگل و اقتصاد کشور وارد خواهد شد.
انگورج تقوی رقم خسارت ناشی از بهرهبرداری غیرمجاز را حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان عنوان کرد و خواستار تصمیمگیری برای خروج از این وضعیت شد؛ رقمی که از سوی وی مطرح شده و نیازمند بررسی و راستیآزمایی مستقل است.
سیلاب؛ جایی که درخت افتاده مسئله دیگری است
ماجرای درختان شکسته و افتاده در شمال کشور تنها به داخل تودههای جنگلی محدود نمیشود. سیلابهای سالهای اخیر نشان دادهاند که تنهها و شاخههای بزرگ انباشتهشده در آبراههها، دهانه پلها و مسیر رودخانهها میتوانند در صورت ایجاد انسداد، شرایط جریان آب را تغییر دهند.
از همین رو، مدیریت این بخش نیازمند تفکیک میان حفاظت از چوب مرده در داخل اکوسیستم و رفع موانع خطرساز در مسیر جریان آب است. پاکسازی گسترده جنگل با هدف کنترل سیلاب، با مدیریت نقطهای تنههایی که واقعاً در مسیر آب خطر ایجاد میکنند، یکسان نیست.
مهدی یونسیرستمی استاندار مازندران اظهار کرد: ساماندهی درختان شکسته و افتاده، بهویژه در مسیر رودخانهها و مجاری عبور آب، باید با جدیت دنبال شود تا در حوادث مشابه به مانع و بحران ثانویه تبدیل نشوند.
وی افزود: ایمنسازی رودخانهها و مسیرهای سیلابی باید پیش از وقوع بارشهای سنگین انجام شود و دستگاههای مسئول نباید منتظر وقوع حادثه بمانند.
استاندار مازندران ادامه داد: لایروبی مسیر رودخانهها، بررسی محدوده پشت سرشاخهگیرها و رفع موانع موجود در مسیر جریان آب، از اقداماتی است که باید در چارچوب برنامه پیشگیرانه مدیریت سیلاب دنبال شود.
۴۰ هزار مترمکعب؛ سهم برداشت از ۲۸ میلیون مترمکعب
سازمان منابع طبیعی اعلام کرده است که از مجموع حدود ۲۸ میلیون مترمکعب درختان شکسته، افتاده و تجمعی شناساییشده، حدود ۴۰ هزار مترمکعب در چارچوب طرحها قابلیت خروج از جنگل را خواهد داشت.
این عدد در برخی اظهارات سازمان با عنوان حدود نیم درصد از موجودی مطرح شده است، اما نسبت مستقیم ۴۰ هزار مترمکعب به ۲۸ میلیون مترمکعب، حدود ۰.۱۴ درصد است؛ بنابراین این دو رقم باید با دقت از یکدیگر تفکیک شوند.
بر اساس اعلام سازمان منابع طبیعی، امکانسنجی برداشت درختان شکسته و افتاده تجمعی تاکنون در ۱۳ حوزه آبخیز انجام شده و در ۱۵ حوزه آبخیز دیگر امکان برداشت این درختان وجود ندارد.
طرح جنگلداری نوین نیز در مرحله نخست برای ۲۸ حوزه آبخیز در استانهای گیلان، مازندران و گلستان و در سطحی حدود ۷۱۸ هزار هکتار مطرح شده است. دوره اجرای این طرحها سه تا پنج سال اعلام شده و سازمان منابع طبیعی گفته است درآمد حاصل از مجموع این طرحها نزدیک به سه هزار میلیارد تومان خواهد بود که ۹۹ درصد آن برای مدیریت، حفاظت و احیای همان جنگلها هزینه میشود.
در نهایت، مسئله درختان شکسته و افتاده در هیرکانی بیش از آنکه پاسخ «جمعآوری یا رهاسازی» داشته باشد، به تشخیص دقیق موقعیت، علت افتادن، وضعیت زیستی و میزان خطر هر درخت وابسته است؛ تصمیمی که اجرای آن باید همزمان با قانون و الزامات اکولوژیک جنگل سازگار باشد.
