دریا عقب نشست، زمین رویید؛
کاسپین، هر روز دورتر!
حرف شمال- مجتبی قربانی: اسکله چوبی حالا تمامقد از آب بیرون مانده است؛ زیر ستونهایش دیگر خبری از دریای مازندران نیست و موجهایی که روزگاری خود را به پایههای اسکله میکوبیدند، هر روز دورتر میشوند. گویی دریا آرامآرام عقب مینشیند و فاصلهاش با ساحل، با هر موج و هر روز، بیشتر میشود.
پسروی کاسپین اتفاق تازهای نیست؛ سالهاست نشانههای آن در گوشهوکنار سواحل شمالی دیده میشود، اما بیتوجهی به روندی که آرام و تدریجی آغاز شده بود، امروز ابعاد نگرانکنندهتری پیدا کرده است. عقبنشینی چندصد متری آب در برخی نقاط، جدا از تغییر در چهره ساحل، نشانهای از بحرانی است که میتواند آینده اکوسیستم، اقتصاد و زندگی جوامع ساحلی را تحت تأثیر قرار دهد.
دریای مازندران، دریایی که روزگاری تا پای اسکلهها میرسید، حالا خود را از ساحل پس کشیده است؛ گویی تنها دریایی است که این روزها به جای پیشروی، در حال عقبنشینی از خویش است.
کاهش تراز آب کاسپین در سالهای اخیر تحت تاثیر مجموعهای از عوامل اقلیمی و هیدرولوژیک، از جمله کاهش بارش، تغییر میزان ورودی رودخانهها، افزایش دما و تبخیر، بار دیگر موضوع آینده این پهنه آبی و پیامدهای آن برای سواحل شمال کشور را در کانون توجه قرار داده است.
زمینهای آزادشده از پسروی خزر نیازمند مدیریت فوری
عطاءالله کاویان اظهار کرد: بحث پسروی دریا بیش از هر چیز از منظر محیطزیستی اهمیت دارد و عمده این پدیده به ویژگیهای دریای خزر و میزان ورودی آب به آن بازمیگردد؛ بهگونهای که بیش از ۹۰ درصد آب ورودی خزر از رودخانه ولگا تأمین میشود.
وی افزود: تغییراتی که در تنظیم آب ورودی رودخانه ولگا در روسیه صورت میگیرد، یکی از عوامل اصلی نوسانات تراز آب دریای مازندران است و در کنار آن باید تأثیرات تغییرات اقلیمی را نیز مورد توجه قرار داد.
این استاد دانشگاه با اشاره به سهم رودخانههای ایران در تأمین آب خزر خاطرنشان کرد: آورد آب رودخانههای ایران از استانهای گیلان، مازندران و گلستان در مقایسه با سهم رودخانه ولگا، تأثیر چندانی بر سطح آب دریای خزر ندارد؛ چراکه در مجموع سهم ولگا بیش از ۹۰ درصد است و سهم ایران و سایر کشورهای حاشیه خزر در حدود ۱۰ درصد باقی میماند.
کاویان ادامه داد: باید پذیرفت توسعه کشاورزی و سدسازی در روسیه بر میزان آب ورودی به دریای مازندران اثر گذاشته است و از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی نیز در این روند مؤثر بوده و حتی کاهش آورد آب رودخانه ولگا را به دنبال داشته است.
پسروی کاسپین و تهدید حیات تالابها
وی با بیان اینکه آثار پسروی کاسپین در حوزه محیطزیست بسیار گسترده است، عنوان کرد: یکی از مهمترین پیامدهای این پدیده، تأثیر مستقیم آن بر اکوسیستمهای تالابی ساحلی از جمله تالاب میانکاله و خلیج گرگان است.
این استاد دانشگاه افزود: تالابی مانند میانکاله به شدت تحت تأثیر پسروی آب دریای خزر قرار دارد و اگر روند عقبنشینی آب ادامه پیدا کند، این تالاب نیز به تدریج خشک خواهد شد؛ چراکه میانکاله با دریا ارتباط دارد و حیات آن تا زمانی استمرار پیدا میکند که آب از دریا وارد تالاب شود.
کاویان توضیح داد: با کاهش تراز آب دریای مازندران، سطح آب دریا پایینتر میرود و از آنجا که سطح تراز آب در خلیج گرگان و میانکاله در مقایسه با تراز دریا بالاتر قرار میگیرد، آب تالاب به سمت دریا سرازیر میشود و این مسئله میتواند روند خشک شدن تالاب را تشدید کند.
وی با اشاره به میزان عقبنشینی خط ساحلی در برخی مناطق گفت: پسروی درای مازندران طی یک دهه اخیر در بعضی نقاط به صورت طولی حتی به حدود ۱۰۰ متر رسیده است؛ موضوعی که نشان میدهد تغییرات تراز آب تنها یک مسئله مربوط به چشمانداز ساحل نیست و میتواند پیامدهای جدی برای زیستبومهای وابسته به دریا داشته باشد.
زمینهایی که با پسروی کاسپین آزاد میشوند
این استاد دانشگاه در ادامه به یکی دیگر از پیامدهای پسروی خزر اشاره کرد و گفت: در کنار آثار محیطزیستی، باید به این نکته نیز توجه داشت که عقبنشینی دریا موجب آزاد شدن بخشی از اراضی ساحلی میشود و این زمینها در صورت نبود برنامه مدیریتی مناسب، میتوانند در معرض تصرف، تغییر کاربری و ساختوساز قرار گیرند.
وی تأکید کرد: اگر در استان برنامه مشخص و مناسبی برای حفظ و مدیریت این اراضی جدید وجود نداشته باشد، احتمال شکلگیری ساختوسازهای جدید در این مناطق وجود دارد و این مسئله میتواند در آینده مشکلات دیگری را برای مدیریت سواحل ایجاد کند.
کاویان ادامه داد: زمینهایی که بر اثر پسروی دریا نمایان میشوند نباید بهعنوان اراضی آزاد برای توسعه و ساختوساز تلقی شوند؛ چراکه تغییرات تراز آب دریای مازندران میتواند ادامه داشته باشد و هرگونه تصمیمگیری درباره این عرصهها باید با در نظر گرفتن ملاحظات محیطزیستی و احتمال تغییر دوباره خط ساحلی انجام شود.
وی خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی، حفظ اراضی تازهنمایانشده، جلوگیری از تغییر کاربری و ساختوسازهای بیضابطه و تدوین برنامهای جامع برای مدیریت این عرصهها باید در اولویت قرار گیرد.
پسروی خزر اگرچه در ظاهر با عقبنشینی آب و نمایان شدن زمینهای جدید همراه است، اما پیامدهای آن بسیار فراتر از تغییر سیمای ساحل است. کاهش تراز آب میتواند بر تالابها، زیستگاههای ساحلی و گونههای وابسته به این اکوسیستمها اثر بگذارد و در صورت تداوم، تعادل زیستمحیطی بخشهایی از سواحل شمالی را دستخوش تغییر کند.
در این میان، میانکاله و خلیج گرگان از حساسترین پهنههایی هستند که ارتباط آنها با دریای کاسپین، وابستگی مستقیمی به تراز آب دریا دارد. تداوم پسروی میتواند این ارتباط را تضعیف کرده و در صورت کاهش ورود آب، شرایط را برای افزایش خشکی و تغییر اکوسیستم این تالابها فراهم کند.
هزار هکتار زمین تازه در حاشیه کاسپین
در این باره، علی باقری جامخانه مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ منطقه ساری با اشاره به وضعیت اراضی ایجادشده در نتیجه پسروی دریای مازندران اظهار کرد: پسروی چند سال اخیر موجب افزایش حدود هزار هکتاری اراضی ساحلی شده است.
باقری جامخانه افزود: نقشهبرداری این اراضی انجام شده و فرآیند صدور سند به نفع دولت در حال پیگیری است. وی با تاکید بر اینکه این اراضی به هیچ وجه قابل واگذاری نیستند، گفت: زمینهایی که در نتیجه پسروی دریا ایجاد شدهاند تا زمان تعیین تکلیف قانونی و ثبتی باید در وضعیت عمومی باقی بمانند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ منطقه ساری با اشاره به اهمیت تثبیت وضعیت حقوقی این اراضی ادامه داد: پسروی آب موجب شده بخشی از عرصههایی که پیشتر در محدوده آبی قرار داشتند، اکنون نمایان شوند و از این رو لازم است پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره نحوه مدیریت آنها، وضعیت ثبتی و حقوقی این زمینها مشخص شود.
باقری جامخانه خاطرنشان کرد: نقشهبرداری اراضی انجام شده و فرآیند تثبیت مالکیت دولت در حال پیگیری است تا از ایجاد ابهام در مالکیت و احتمال تصرف یا تغییر کاربری این عرصهها جلوگیری شود.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ منطقه ساری تصریح کرد: این اراضی تا زمانیکه وضعیت قانونی و ثبتی آنها مشخص نشده است، نباید در معرض واگذاری یا بهرهبرداریهای خارج از ضوابط قرار گیرند و مدیریت آنها باید با رعایت ملاحظات منابع طبیعی و حریم ساحل انجام شود.
پسنشینی دریای خزر در سالهای اخیر، چهره نوار ساحلی مازندران را تغییر داده و حدود هزار هکتار زمین تازه را از زیر آب بیرون آورده است؛ اراضیای که در نگاه نخست میتوانند فرصتی برای گسترش پهنههای طبیعی و حتی ایجاد ظرفیتهای جدید در حاشیه ساحل تلقی شوند، اما ناپایداری تراز آب کاسپین و احتمال تغییر دوباره خط ساحلی، هرگونه تصمیمگیری شتابزده درباره آنها را با اما و اگرهای جدی مواجه میکند. این در حالیاست که این زمینها به هیچ عنوان قابل واگذاری نیستند و تا تعیین تکلیف قانونی و ثبتی، باید در وضعیت عمومی باقی بمانند.
زمینهایی که فعلاً صاحب آینده نیستند
نمایان شدن هزار هکتار زمین جدید در حاشیه دریای مازندران، از یک سو میتواند به معنای افزایش پهنههای قابل مدیریت در محدوده ساحلی باشد و از سوی دیگر، اگر بدون برنامه و مطالعه با آن برخورد شود، میتواند به یکی از کانونهای جدید تعارضات ملکی، تصرفات غیرمجاز و تغییر کاربری تبدیل شود.
در بسیاری از مناطق ساحلی، هر زمینی که بر اثر عقبنشینی آب نمایان میشود، الزاماً یک عرصه پایدار و مناسب برای ساختوساز یا توسعه اقتصادی نیست. خط ساحلی یک مرز ثابت و همیشگی نیست و تغییرات تراز آب میتواند در دورههای مختلف این خط را دوباره جابهجا کند.
از این منظر، تاکید منابع طبیعی بر غیرقابل واگذاری بودن این اراضی، بیش از آنکه به معنای از دست رفتن یک فرصت اقتصادی باشد، اقدامی احتیاطی برای جلوگیری از ایجاد تعهدات و خسارتهای احتمالی در آینده است.
فرصتهایی که نباید با شتاب از دست بروند
پسروی دریای مازندران در صورت مدیریت صحیح، میتواند فرصتهایی نیز در اختیار استان قرار دهد. افزایش عرصههای طبیعی ساحلی میتواند امکان بازآرایی برخی پهنههای طبیعی، تقویت زیستبومهای ساحلی و اجرای طرحهای حفاظت از منابع طبیعی را فراهم کند.
همچنین شناسایی دقیق این اراضی و تثبیت مالکیت دولت میتواند از شکلگیری مالکیتهای مبهم و اختلافات آتی جلوگیری کند. تعیین مرزهای دقیق، تهیه نقشههای بهروز و ایجاد بانک اطلاعاتی از اراضی تازهنمایانشده، زمینه را برای مدیریت یکپارچهتر نوار ساحلی فراهم خواهد کرد.
از سوی دیگر، اگر در آینده و پس از انجام مطالعات تخصصی مشخص شود بخشی از این اراضی از ثبات لازم برخوردار است و استفاده مشخصی برای آنها تعریف میشود، امکان برنامهریزی برای فعالیتهای سازگار با محیطزیست، گردشگری طبیعی و برخی طرحهای عمومی نیز وجود خواهد داشت؛ البته مشروط به اینکه این استفادهها با ملاحظات اکولوژیک و نوسانات احتمالی تراز آب سازگار باشد.
بنابراین، فرصت اصلی در شرایط فعلی نه در واگذاری سریع زمینها، بلکه در شناسایی، حفاظت، ثبت و برنامهریزی علمی برای آنهاست.
تهدیدی به نام تصرف و تغییر کاربری
در مقابل، یکی از مهمترین تهدیدهای پیش روی اراضی تازهنمایانشده، تصور اشتباه درباره آزاد شدن این زمینها برای تصرف و ساختوساز است.
تغییر خط ساحلی میتواند برخی افراد را به این برداشت برساند که زمینهایی که از آب خارج شدهاند، عرصههای بلاصاحب یا قابل تملک هستند؛ در حالی که تعیین وضعیت حقوقی این اراضی تابع مقررات مربوط به اراضی ساحلی، منابع طبیعی و مالکیت عمومی است.
اگر در چنین شرایطی ساختوساز، دیوارکشی، ایجاد تاسیسات یا تغییر کاربری در این اراضی افزایش پیدا کند، علاوه بر ایجاد مشکلات حقوقی، ممکن است خسارتهای محیطزیستی قابل توجهی نیز به دنبال داشته باشد.
تجربه بسیاری از مناطق ساحلی نشان داده است که توسعه بیضابطه میتواند زیستگاههای حساس، پوشش گیاهی ساحلی و مسیرهای طبیعی جریان آب را تحت تاثیر قرار دهد و در نهایت هزینه حفاظت و احیای این مناطق را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، اراضی تازهنمایانشده تنها یک مسئله ملکی نیستند، بلکه با آینده محیطزیست، مدیریت ساحل، اقتصاد محلی، گردشگری و حتی امنیت سرمایهگذاری در نوار ساحلی ارتباط پیدا میکنند.
سالانه نزدیک به یک هزار میلیمتر تبخیر در دریای کاسپین اتفاق میافتد و این میزان عدد قابل توجهی است. اگر کشورهای حاشیه دریای خزر و کشورهایی که در حوزه آبریز آن قرار دارند، میزان آب ورودی را مدیریت نکنند و شرایط آبوهوایی و پیامدهای تغییر اقلیم را بر اساس سناریوهای موجود مدیریت نکنند و همچنین میزان انتشار کربن و عوامل موثر بر گرمایش جهانی کنترل نشود، آینده خزر میتواند با تداوم کاهش تراز آب و کاهش احتمال پیشروی مجدد مواجه شود.
تهدیدی فراتر از عقبنشینی ساحل
کاهش تراز آب مازندران و هرگونه تغییر سطح آب میتواند بر تالابها، زیستگاههای ساحلی، پوشش گیاهی، آبزیان و فعالیتهای اقتصادی وابسته به دریا اثر بگذارد.
کاهش آب ورودی رودخانهها و افزایش تبخیر میتواند شوری و شرایط زیستی بخشهایی از خزر را تغییر دهد و در صورت تداوم روند، برخی زیستبومهای وابسته به تراز مشخص آب را با فشار بیشتری مواجه کند.
از سوی دیگر، کاهش عمق آب میتواند فعالیتهای مرتبط با کشتیرانی، بنادر و صیادی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، پسروی خزر مسئلهای محدود به منابع طبیعی یا مالکیت زمین نیست و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی گستردهتری دارد.
ضرورت نگاه فراتر از زمینهای تازه
هزار هکتار اراضی تازهنمایانشده در مازندران در شرایطی به عرصههای جدید ساحلی تبدیل شدهاند که هنوز نمیتوان با قطعیت درباره پایداری وضعیت فعلی کاسپین سخن گفت. بنابراین، هرگونه برنامهریزی برای این اراضی باید بر پایه دادههای علمی، پایش مستمر تراز آب و مطالعات زمینشناسی، زیستمحیطی و هیدرولوژیک انجام شود.
در این میان، تثبیت مالکیت دولت میتواند نخستین گام برای جلوگیری از شکلگیری ادعاهای مالکیتی و تصرفات غیرمجاز باشد. پس از آن، تعیین دقیق حریم ساحل، شناسایی پهنههای حساس و تدوین برنامه جامع مدیریت اراضی تازهنمایانشده، میتواند مسیر تصمیمگیری آینده را روشن کند.
ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت ساحل
کاسپین پس نشسته و زمینهایی را که سالها زیر آب بودند، دوباره نمایان کرده است؛ اما این زمینها هنوز داستانی تمامشده ندارند. حدود هزار هکتار اراضی تازهنمایانشده مازندران در شرایطی در انتظار تعیین تکلیف هستند که خود دریای خزر همچنان تحت تاثیر مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی، رفتاری متغیر دارد.
فرصت امروز، پیش از هر چیز، در مدیریت علمی این اراضی، تثبیت مالکیت دولت، حفاظت از زیستبومهای ساحلی و جلوگیری از تصرف و ساختوساز شتابزده است؛ و تهدید اصلی نیز زمانی شکل میگیرد که پسروی خزر بهاشتباه به عنوان فرصتی برای تصرف زمین و توسعه بیضابطه تفسیر شود.
کاسپین در گذشته بارها پیشروی و پسروی کرده است، اما افزایش دما و تبخیر ناشی از تغییر اقلیم، معادله امروز را متفاوت کرده است. اگر مدیریت منابع آب، کنترل عوامل موثر بر گرمایش و حفاظت از حوضه آبریز خزر جدی گرفته نشود، ممکن است این پسروی تنها یک دوره موقت از نوسانات تاریخی نباشد.
از همین رو، زمینهایی که امروز خزر پس داده است، بیش از آنکه زمینهای جدید برای بهرهبرداری باشند، هشداری برای بازنگری در شیوه مدیریت ساحل و آینده این دریای منحصربهفرد هستند./ بلاغ
