موسیقی بومی زمانی میتواند در حافظه جمعی یک جامعه ماندگار شود که از چارچوب اجراهای مناسبتی فراتر برود و در زندگی روزمره مردم، خانوادهها و نظام آموزشی جایگاه پیدا کند؛ موضوعی که آرش احمدراجی، خواننده، موسیقیدان و سرپرست گروه دریادیم در رامسر، آن را محور فعالیتهای هنری خود قرار داده است.
احمدراجی با اشاره به فعالیتهای گروه دریادیم اظهار کرد: موسیقی فولکلور تنها یک شیوه اجرای موسیقی نیست، بلکه بخشی از هویت، زبان، تاریخ و تجربه زیسته مردم است و حفظ آن به شناخت درست ظرفیتهای فرهنگی منطقه و فراهمکردن زمینه انتقال این میراث به نسلهای آینده نیاز دارد.
وی با بیان اینکه فعالیت رسمی گروه دریادیم از سال ۱۳۹۸ آغاز شده است، افزود: در تجربه اخیر این گروه تلاش کردیم موسیقی گیلکی را با حضور نوجوانان و جوانان و استفاده از سازها و پوشش محلی روی صحنه ببریم تا علاوه بر اجرای آثار موسیقایی، فرصتی برای ارتباط نسل جدید با فرهنگ بومی فراهم شود.
ماندن در رامسر برای حفظ هویت فرهنگی
سرپرست گروه دریادیم با اشاره به آغاز فعالیت هنری خود در رامسر گفت: یادگیری موسیقی را از دوران کودکی آغاز کردم؛ تنبک را نزد آقای تقیپور آموختم و بخش زیادی از آموختههایم در نوازندگی سنتور را از پدرم بهصورت سینهبهسینه و گوشی فرا گرفتم.
احمدراجی ادامه داد: در مسیر فعالیت حرفهای از تجربه استادانی مانند هدایت کلاری، خشایار پارسا و تقی گلپور بهره بردم و در مراحل بعد نیز برای ادامه آموزش به تهران رفتم و نزد استادان مختلف به یادگیری پرداختم تا به آهنگسازی و اجرای آثار خودم برسم.
وی با بیان اینکه در مقاطع مختلف فرصت فعالیت در شهرهای دیگر را داشته است، تصریح کرد: با وجود پیشنهادهایی که برای فعالیت در شهرهای مختلف داشتم، ترجیح دادم در زادبوم خودم بمانم و برای فرهنگ منطقه کار کنم؛ زیرا موسیقی را از همینجا آغاز کردهام و معتقدم ظرفیتهای فرهنگی رامسر باید بیشتر شناخته و معرفی شود.
این هنرمند رامسری با اشاره به شکلگیری دوباره فعالیتهای گروه دریادیم در سالهای اخیر خاطرنشان کرد: هدف ما صرفاً برگزاری یک کنسرت نیست، بلکه میخواهیم ببینیم چگونه میتوان اصالت فرهنگی منطقه را به شکلی عرضه کرد که برای نسل امروز نیز جذاب و قابلدرک باشد و زمینه بازآفرینی و استمرار این میراث فراهم شود.
نوجوانان؛ از جایگاه هنرجویی تا صحنه حرفهای
احمدراجی یکی از مهمترین ویژگیهای اجرای اخیر دریادیم را حضور نوجوانان و جوانان بهعنوان نوازنده و خواننده دانست و گفت: برای من حضور این نسل روی صحنه اهمیت ویژهای داشت. در این اجرا با یک دختر ۱۴ ساله همراه شدیم که چند سال آموزش دیده و به سطح مناسبی از توانایی در ساز خود رسیده بود.
وی افزود: در بسیاری از موارد، به دلیل سن پایین، توانایی هنری نوجوانان جدی گرفته نمیشود و آنها برای مدت طولانی در جایگاه هنرجو باقی میمانند؛ درحالیکه حضور در یک اجرای رسمی و مستقل میتواند به شکلگیری شخصیت هنری آنها کمک کند.
سرپرست گروه دریادیم با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه به توانایی هنری نوجوانان اظهار کرد: اجرای مستقل یک هنرجو با برنامههای آموزشی یا تبلیغاتی آموزشگاه تفاوت دارد. وقتی نوجوانی پس از سالها تمرین فرصت حضور در یک اجرای رسمی را پیدا میکند، میتواند توانایی خود را به مخاطبان نشان دهد و تجربه ارزشمندی به دست آورد.
وی با اشاره به استقبال اعضای جوان گروه از پوشش محلی در این اجرا گفت: یکی از اتفاقات خوشایند برای من این بود که خود بچهها پیشنهاد دادند بهجای لباسهای معمولی، لباس محلی بپوشند. حضور نوجوانان با لباس بومی در برابر حدود ۴۰۰ تماشاگر، آن هم با علاقه و افتخار، اتفاق مهمی بود.
احمدراجی ادامه داد: وقتی میدیدم نوجوانان روی صحنه ایستادهاند، لباس محلی پوشیدهاند و به زبان گیلکی میخوانند، احساس میکردم بخشی از هدف فرهنگی ما محقق شده است. این اتفاق نشان میدهد اگر زمینه مناسب فراهم شود، نسل جدید نیز میتواند با هویت بومی ارتباط برقرار کند.
وی با اشاره به حضور هنرمندانی با پیشینههای فرهنگی مختلف در گروه دریادیم گفت: در این اجرا، دختر نوجوان رامسری به زبان گیلکی همخوانی داشت و یکی از نوازندگان گروه نیز با اصالت کردی، لباس محلی خود را پوشیده بود. این تجربه نشان داد که موسیقی و پوشش بومی میتوانند زمینهای برای معرفی ریشههای فرهنگی و تقویت ارتباط میان نسلها باشند.
کمرنگشدن زبان گیلکی؛ زنگ خطری برای فرهنگ منطقه
این موسیقیدان رامسری با اشاره به انگیزه خود برای فعالیت جدیتر در حوزه موسیقی فولکلور اظهار کرد: احساس کردم میان زندگی روزمره مردم و بخشی از میراث فرهنگی منطقه فاصله ایجاد شده است؛ فاصلهای که در کمرنگشدن استفاده از زبان گیلکی اصیل در برخی خانوادهها و کمبود منابع مناسب برای معرفی و آموزش آثار موسیقایی و ادبیات بومی دیده میشود.
وی افزود: در دورهای، صحبتکردن به زبان گیلکی در بعضی خانوادهها با نوعی خجالت همراه بود و برخی والدین اصرار داشتند فرزندانشان فارسی صحبت کنند. درحالیکه منطقه ما شاعران و موسیقیدانان توانمندی دارد، آثار بسیاری از آنها به شکل مناسب ثبت و عرضه نشده است.
احمدراجی با تأکید بر ضرورت شناخت ظرفیتهای فرهنگی منطقه تصریح کرد: پیش از آنکه انتظار داشته باشیم دیگران رامسر را بشناسند، باید خودمان جغرافیا و هویت فرهنگی محل زندگیمان را بشناسیم. کوهها، نشانههای طبیعی، شاعران، زبان، ترانهها و شیوه زندگی گذشتگان بخشی از این هویت هستند.
وی با اشاره به نامهایی مانند ایلمیلی، دریادیم و مارکوه گفت: همیشه تأکید کردهام که ابتدا باید منطقه خودمان را بشناسیم و سپس به سراغ شناخت مناطق دیگر برویم. متأسفانه ظرفیتهای فرهنگی رامسر آنگونه که باید معرفی نشده است.
سرپرست گروه دریادیم ادامه داد: برای من مهم است که شعر و موسیقی با یکدیگر ارتباط واقعی داشته باشند و مخاطب بتواند زندگی ملموس مردم را در آنها ببیند؛ زیرا موسیقی فولکلور، موسیقی مردم است. حتی ممکن است اثری امروز خلق شود و ۲۰، ۳۰ یا ۵۰ سال بعد به بخشی از فرهنگ فولکلور تبدیل شود.
ثبت ترانههای گیلکی برای جلوگیری از فراموشی
احمدراجی یکی از اقدامات خود در حوزه حفظ موسیقی بومی را نتنویسی ترانههای گیلکی عنوان کرد و گفت: دو کتاب با عنوان «می جان گیلان» تدوین کردهام که در آنها شماری از ترانههای شناختهشده گیلانزمین را نتنویسی کردهام.
وی افزود: انگیزه اصلی من برای این کار، وجود خلأ در منابع آموزشی بود. برای آموزش سازهایی مانند سهتار، منابع نتنویسی متعددی در برخی حوزههای موسیقی وجود دارد، اما درباره بسیاری از قطعات گیلکی، منابع مکتوب کافی در دسترس نیست.
این هنرمند با اشاره به ترانه «گل پامچال» اظهار کرد: این اثر سالها پیش اجرا شده و ناصر مسعودی نیز اجرای شناختهشدهای از آن دارد، اما ثبت و انتقال نسخههای موسیقایی و گیلکی آن به اندازهای که باید توسعه پیدا نکرده است. ما نیز در اجرای گروه دریادیم از این ترانه استفاده کردیم و شعر اصلی آن را در قالب تنظیمی متفاوت اجرا کردیم.
وی با بیان اینکه استقبال هنرجویان از ترانههای محلی انگیزه او را برای ادامه این مسیر افزایش داده است، تصریح کرد: وقتی ترانههای گیلکی را برای آموزش در اختیار شاگردانم قرار میدادم، با علاقه تمرین میکردند و بهتدریج خودشان نیز همراه من میخواندند. همین استقبال نشان داد که اگر آثار بومی به شکل مناسب در دسترس قرار بگیرند، ظرفیت ارتباط با نسل جدید را دارند.
احمدراجی ثبت مکتوب، آموزش و اجرای دوباره آثار را سه بخش مکمل در حفظ موسیقی فولکلور دانست و گفت: اگر ترانهها تنها در حافظه افراد باقی بمانند، احتمال فراموشی آنها با گذشت زمان افزایش مییابد؛ اما نتنویسی، آموزش و اجرای دوباره میتواند زمینه انتقال این آثار به نسلهای آینده را فراهم کند.
چادرشب و صنایعدستی؛ بخشی از هویت رامسر
سرپرست گروه دریادیم با تأکید بر اینکه فرهنگ بومی به موسیقی و زبان محدود نمیشود، اظهار کرد: پوشش محلی، صنایعدستی، معماری، غذا و شیوه زندگی مردم اجزای یک هویت پیوسته هستند و اگر این مؤلفهها در زندگی روزمره حضور نداشته باشند، نسل جدید بهتدریج از آنها فاصله میگیرد.
وی با اشاره به استفاده از پارچههای دستبافت در اجراهای گروه گفت: یکی از پارچههایی که در اجرای قبلی استفاده کردم، دستبافت مادربزرگم بود و پارچه دیگری نیز که متعلق به مادربزرگ یکی از دوستانم بود، در بخشی از دکور اجرا قرار گرفت. این پارچهها تنها یک وسیله تزئینی نیستند، بلکه بخشی از حافظه خانوادگی و میراث هنری منطقه به شمار میروند.
احمدراجی ادامه داد: اگر فروشگاههای شهر بخشی از فضای خود را به عرضه لباسها و محصولات تهیهشده از چادرشب و پارچههای محلی اختصاص دهند، میتوان زمینه استفاده روزمره از این محصولات را افزایش داد. حتی میتوان با مشوقهای اقتصادی، تولیدکنندگان و فروشندگان را به استفاده بیشتر از این ظرفیتها ترغیب کرد.
وی با اشاره به تجربه حضور در قاسمآباد و مشاهده هنر بافندگان محلی گفت: طرحهایی که بافندگان با ظرافت و تخیل روی پارچه ایجاد میکنند، حاصل ذهن خلاق و تجربه زیسته آنهاست. یکی از این طرحها آنقدر برایم تأثیرگذار بود که اشک شوق در چشمانم جمع شد؛ زیرا میدیدم چگونه زندگی روزمره یک هنرمند به اثری زیبا تبدیل شده است.
این موسیقیدان رامسری با بیان اینکه نسل جدید باید فرصت لمس تجربههای فرهنگی گذشته را داشته باشد، افزود: جوانان امروز ممکن است تجربههایی مانند چیدن پرتقال یا استشمام عطر شالیزارهای برنج را کمتر از نسلهای گذشته لمس کرده باشند. همین تجربههای روزمره بخشی از هویت فرهنگی مردم را شکل میدهند و اگر ارتباط نسل جدید با آنها قطع شود، شناخت این نسل از بخشی از میراث منطقه نیز کاهش مییابد.
وی خاطرنشان کرد: حمایت از فرهنگ بومی نباید به برگزاری جشنوارهها و برنامههای مناسبتی محدود شود. معماری محلی، صنایعدستی و محصولات فرهنگی میتوانند با حمایتهای هدفمند در زندگی اقتصادی و اجتماعی شهر حضور داشته باشند و به یکی از مؤلفههای ماندگاری هویت شهری تبدیل شوند.
خانوادهها؛ نخستین پایگاه حفظ زبان بومی
احمدراجی با تأکید بر نقش خانوادهها در انتقال زبان گیلکی گفت: حفظ زبان بومی پیش از هر اقدام رسمی، از خانه آغاز میشود. اگر والدین با فرزندان خود به زبان محلی صحبت نکنند، نباید انتظار داشته باشند که این زبان بهصورت طبیعی در نسل بعد ادامه پیدا کند.
وی افزود: من بارها گفتهام که باید از خودمان شروع کنیم. اگر با فرزندم گیلکی صحبت نکنم، خودم در فاصلهگرفتن او از زبان بومی نقش داشتهام. حتی گفتوگوی روزمره والدین در خانه میتواند زمینه یادگیری و علاقهمندی کودکان به این زبان را فراهم کند.
این هنرمند رامسری با اشاره به تجربه شخصی خود اظهار کرد: وقتی به محلهمان میروم و با مادرم به زبان گیلکی صحبت میکنم، احساس میکنم بخشی از هویت و زندگی خودم را دوباره تجربه میکنم. این زبان برای من صرفاً وسیلهای برای مکالمه نیست، بلکه با خاطرات، خانواده و ریشههای فرهنگیام پیوند دارد.
وی با بیان اینکه آشنایی با موسیقی بومی نباید به معنای کنارگذاشتن دیگر گونههای موسیقایی باشد، تصریح کرد: خانوادهها میتوانند در کنار موسیقی مورد علاقه فرزندانشان، آثار سنتی و محلی را نیز در اختیار آنها قرار دهند. اگر کودک در کلاس موسیقی یک ترانه بومی را یاد میگیرد، باید فرصت شنیدن و اجرای آن را در خانه و محیط اجتماعی نیز داشته باشد.
احمدراجی ادامه داد: اگر پدر و مادر تصور کنند که در شکلگیری سلیقه فرهنگی فرزندانشان تأثیری ندارند، اشتباه میکنند. خانوادهها نقش مهمی در آشنایی نسل جدید با زبان، موسیقی و آیینهای محلی دارند و این تأثیرگذاری میتواند از رفتارهای ساده روزمره آغاز شود.
آموزشوپرورش؛ حلقه اتصال نسل جدید با موسیقی بومی
سرپرست گروه دریادیم آموزشوپرورش را یکی از ظرفیتهای مهم برای انتقال فرهنگ بومی دانست و گفت: مدارس میتوانند فراتر از آموزشهای نظری، زمینه آشنایی دانشآموزان با موسیقی، شاعران، زبان و میراث فرهنگی منطقه را فراهم کنند.
وی با اشاره به نخستین تجربه اجرای موسیقی خود در مدرسه اظهار کرد: من اولین بار همراه پدرم و با ساز سنتور در یک برنامه مدرسه روی صحنه رفتم. چنین تجربههایی میتوانند مسیر علاقهمندی دانشآموزان به موسیقی را شکل دهند و زمینه کشف استعدادهای آنها را فراهم کنند.
احمدراجی افزود: امروز در رامسر چند آموزشگاه موسیقی فعال وجود دارد و با توجه به جمعیت شهر، ظرفیت مناسبی برای آموزش موسیقی فراهم است؛ اما این ظرفیت به یک مسیر حمایتی برای معرفی و عرضه توانایی هنرجویان نیاز دارد. آموزشوپرورش میتواند با برگزاری مسابقات سرود، اجرای موسیقی در جشنهای مدرسه و دعوت از هنرمندان محلی، چنین نقشی را ایفا کند.
وی با تأکید بر ضرورت پیوند آموزش موسیقی با شناخت زمینههای فرهنگی آثار گفت: در کلاسهای خودم تلاش میکنم علاوه بر آموزش موسیقی، درباره شعرهای محلی و پیشینه فرهنگی و تاریخی آنها نیز صحبت کنم تا هنرجویان بتوانند ارتباط میان موسیقی، زندگی مردم و آیینهای منطقه را بهتر درک کنند.
این هنرمند رامسری آموزش موسیقی را فراتر از انتقال مهارتهای فنی دانست و تصریح کرد: مسئولیت معلم و هنرمند تنها به تدریس ساز و دریافت دستمزد محدود نمیشود، بلکه میتوان از این فرصت برای آشنایی نسل جدید با داشتههایی استفاده کرد که شاید در زندگی روزمره کمتر با آنها مواجه میشوند.
موانع اجرای موسیقی محلی در شهرستانها
احمدراجی با اشاره به حمایت برخی مسئولان و فعالان فرهنگی از اجراهای گروه دریادیم، از جمله حسین قاسمی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجید کلانتریان در معاونت فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد رامسر و حامد قاسمی به عنوان حامی مالی و مدیرعامل موسسه نما و نوای پارسی در رامسر اظهار کرد: شکلگیری چنین برنامههایی به همراهی هنرمندان، مسئولان و فعالان فرهنگی نیاز دارد، اما حمایتها باید مستمر باشد تا امکان تداوم فعالیت گروهها فراهم شود.
وی با اشاره به دشواریهای دریافت مجوز اجراهای موسیقی گفت: بخشی از فرایند صدور مجوزها بهصورت سامانهای انجام میشود و در برخی موارد این روند مشکلاتی برای گروههای موسیقی ایجاد میکند. به نظر من، موسیقی سنتی و محلی با موسیقی پاپ تفاوتهایی دارد و بهتر است سازوکاری فراهم شود که کارشناسان بتوانند اجرای موردنظر را بهصورت زنده در شهرستان مشاهده و ارزیابی کنند.
سرپرست گروه دریادیم ادامه داد: موفقیت یک برنامه فرهنگی را نباید تنها با برگزاری یک اجرا سنجید. اگر گروهی پس از ماهها تمرین و برنامهریزی تنها یک بار روی صحنه برود و امکان ادامه فعالیت نداشته باشد، تأثیر آن محدود خواهد ماند. استمرار اجراهاست که میتواند موسیقی بومی را به بخشی از زندگی فرهنگی شهر تبدیل کند.
وی با تأکید بر ضرورت حمایت اقتصادی و اجتماعی از هنرمندان افزود: مردم، مسئولان و خود هنرمندان هر کدام در استمرار این مسیر نقش دارند. اگر هنرمندی در رامسر فعالیت میکند و موسیقی گیلکی را در برنامههای خود قرار میدهد، باید امکان ادامه کار برای او فراهم شود.
احمدراجی با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی رامسر تصریح کرد: بخشی از درآمدهای حاصل از ظرفیتهای اقتصادی و گردشگری شهر میتواند به توسعه فعالیتهای فرهنگی اختصاص یابد. خانوادهها نیز میتوانند با خرید بلیت و حضور در اجراهای موسیقی، تئاتر و برنامههای فرهنگی، از هنرمندان حمایت کنند و فرزندانشان را با جذابیتهای میراث فرهنگی منطقه آشنا سازند.
دریادیم؛ از میراث کوهستان تا صحنه موسیقی رامسر
احمدراجی درباره نام گروه موسیقی دریادیم گفت: این نام از کوهی گرفته شده که هر روز صبح آن را میبینم و با خاطرات خانوادگیام پیوند دارد. عموی من نیز پیشتر صفحهای مجازی با همین نام داشت و بخشی از شعرهای خود را در آن منتشر میکرد؛ به همین دلیل با اجازه او این نام را برای گروه انتخاب کردم.
وی با اشاره به سازهای استفادهشده در اجرای اخیر دریادیم افزود: در این برنامه سازهایی مانند سنتور، تنبک، کمانچه، عود، قانون، بمساز و شورانگیز در کنار صدای خوانندگان قرار گرفتند. بخشی از قطعات اجراشده از ساختههای خودم بود و بخش دیگری به آثار بزرگان موسیقی گیلانزمین، از جمله فرامرز دعایی، فریدون پوررضا و ناصر مسعودی اختصاص داشت.
این خواننده و آهنگساز رامسری با اشاره به تصنیف «رامسر» از ساختههای خود گفت: در شکلگیری شعر این اثر از استعارهها و بخشهایی از اشعار عمویم بهره گرفتم و تلاش کردم این عناصر را بهگونهای کنار هم قرار دهم که ساختار ترانه شکل بگیرد و برای مردم منطقه نیز قابلارتباط باشد.
وی با بیان اینکه آینده گروه دریادیم را در پیوند میان آموزش، تولید آثار تازه و اجرای دوباره موسیقی بومی دنبال میکند، افزود: یکی از برنامههای ما تولید و ثبت مجموعهای موسیقایی با تمرکز بر موسیقی و زبان گیلکی است. تعدادی ترانه گیلکی و قطعات مقامی ساختهام که امیدوارم با فراهمشدن زمان و حمایت لازم، امکان ضبط و انتشار آنها فراهم شود.
احمدراجی همچنین از برنامهریزی برای تکرار اجراهای گروه در ماههای آینده و افزودن قطعات تازه تا عید خبر داد و گفت: یکی دیگر از آثارم به مادران زحمتکش و تجربه زیسته خانوادهام اختصاص دارد که امیدوارم زمینه مناسب برای اجرا و انتشار آن فراهم شود.
رامسر باید با هویت فرهنگی خود نیز شناخته شود
سرپرست گروه دریادیم در پایان با تأکید بر اینکه احیای موسیقی بومی به یک اجرا یا برنامه کوتاهمدت محدود نمیشود، اظهار کرد: موسیقی فولکلور و زبان بومی امتداد دارند و ممکن است کاری که امروز انجام میدهیم، سالها بعد به بخشی از حافظه جمعی مردم تبدیل شود. مهم این است که زنجیره انتقال فرهنگ را قطع نکنیم.
وی افزود: دوست دارم رامسر تنها با طبیعت و گردشگری شناخته نشود، بلکه وقتی نام این شهر به میان میآید، موسیقی، زبان، پوشش، هنر، غذا، آیینها و فرهنگ مردم آن نیز در ذهن مخاطبان شکل بگیرد.
احمدراجی تأکید کرد: رسیدن به این هدف به ثبت آثار، آموزش، حمایت از هنرمندان، حضور فرهنگ بومی در خانوادهها و مدارس و فراهمکردن فرصت اجرا برای نسل جدید نیاز دارد. نوجوانانی که با افتخار لباس محلی میپوشند و ترانههای بومی میخوانند، نشان میدهند که این میراث همچنان ظرفیت زندهماندن و بازآفرینی دارد؛ به شرط آنکه امکان حضور آن در زندگی امروز فراهم شود.