حرف شمال| سعید یزدانی/ کارشناس اجتماعی: با آغاز سال تحصیلی، بار دیگر کلاسهای اول ابتدایی میزبان کودکانی شدهاند که تجربه زیستنشان با نسلهای گذشته تفاوتی جدی دارد. این کودکان پیش از آنکه الفبا را در مدرسه بیاموزند، با گوشی هوشمند، تصاویر دیجیتال، بازیهای رایانهای، شبکههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی آشنا شدهاند. پرسش اساسی این است: آیا نظام آموزشوپرورش و بهویژه معلمان کلاس اول، خود را برای آموزش و تربیت این نسل جدید آماده کردهاند؟

اول مهر که از راه میرسد، مدرسه دوباره به یکی از مهمترین صحنههای زندگی اجتماعی ایران تبدیل میشود؛ خیابانها رنگ مدرسه میگیرند، کولهپشتیها بر دوش کودکان قرار میگیرند و پاییز، بار دیگر بهار تعلیم و تربیت ایرانیان میشود.
اما در میان این تصاویر آشنا، یک واقعیت تازه وجود دارد که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت؛ کلاس اولیهای امروز، همان کودکان کلاس اول چند دهه گذشته نیستند.
این نسل در محیطی متولد و رشد کرده که فناوری بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره است. والدین آنها نیز بیش از نسلهای پیشین با اینترنت، شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و ابزارهای هوش مصنوعی در ارتباط بودهاند و بسیاری از نیازهای مربوط به فرزندپروری را از همین مسیر دنبال کردهاند.
کودک امروز ممکن است هنوز نوشتن نام خود را بهطور کامل نیاموخته باشد، اما با صفحه نمایش، تصویر، ویدئو، بازیهای دیجیتال و ارتباطات مجازی بیگانه نیست.
اینجاست که یک پرسش جدی پیش روی آموزشوپرورش قرار میگیرد: مدرسه برای مواجهه با این نسل جدید چه تغییری کرده است؟
معلمی که فقط کتاب را میداند، کافی نیست
در گذشته، معلم یکی از اصلیترین منابع دسترسی دانشآموز به اطلاعات بود. امروز اما دانشآموز در چند ثانیه میتواند به حجم عظیمی از اطلاعات دسترسی پیدا کند.

بنابراین جایگاه معلم از «منبع اطلاعات» به «راهنمای شناخت و تحلیل اطلاعات» تغییر کرده است.
معلم موفق امروز باید علاوه بر دانش تخصصی و کتاب درسی، با فناوریهای نوین، زبان ارتباطی نسل جدید و فضای اجتماعی و فرهنگی دانشآموزان آشنا باشد.
شناخت شبکههای اجتماعی، ابزارهای هوش مصنوعی و شیوههای جدید ارتباطی، دیگر یک مهارت جانبی برای معلم نیست؛ بلکه بخشی از الزامات حرفهای معلمی در عصر جدید است.
دانشآموز باید احساس کند معلم او فقط متعلق به دنیای کتاب و تخته سیاه نیست؛ بلکه جهان فناوری و زندگی روزمره او را نیز میشناسد.
اعتماد دانشآموز به معلم، امروز تنها از دانش کتابی او ناشی نمیشود؛ بلکه به میزان شناخت معلم از جهان دانشآموز نیز وابسته است.
خطر بزرگ؛ مدرسهای که نتواند نیاز دانشآموز را پاسخ دهد
این تحول تنها متوجه معلم نیست. مدرسه نیز باید تغییر کند.
مدرسه امروز نمیتواند با ساختارهای کاملاً ثابت و روشهای آموزشی ایستا، پاسخگوی نسلی باشد که با سرعت بالای تغییرات فناوری زندگی میکند.
مدرسه باید پویا، انعطافپذیر و متناسب با تحولات روز باشد. برنامههای آموزشی و پرورشی باید بتوانند خود را با نیازهای جدید دانشآموزان تطبیق دهند.
وقتی دانشآموز احساس کند مدرسه پاسخگوی نیازهای علمی، اجتماعی و فناورانه اوست، تعلق او به مدرسه افزایش پیدا میکند.
اما اگر مدرسه این نیاز را نبیند یا پاسخ مناسبی برای آن نداشته باشد، خلأ موجود را دیگران پر خواهند کرد.
این همان نقطهای است که میتواند زمینهساز رشد مراکز و جریانهای آموزشی خارج از نظام رسمی و فاقد نظارت کافی شود؛ مجموعههایی که ممکن است به دلیل شناخت بهتر زبان نسل جدید و استفاده بیشتر از فناوری، بخشی از نقش آموزشی و تربیتی مدرسه را بر عهده بگیرند.
در چنین شرایطی، آموزشوپرورش بهتدریج بخشی از مرجعیت خود را در حوزه آموزش و تربیت از دست خواهد داد.

فناوری را کالای لوکس نبینیم
هنوز در برخی نگاهها، فناوری در مدرسه یک امکان جانبی یا کالایی لوکس تلقی میشود؛ در حالی که برای دانشآموز امروز، فناوری بخشی از زندگی روزمره است.
فناوری برای نسل جدید یک انتخاب نیست؛ محیط زندگی است.
پس مدرسهای که میخواهد با این نسل ارتباط برقرار کند، نمیتواند این محیط را نادیده بگیرد.
البته «معلم فناور» الزاماً معلمی نیست که صرفاً کار با چند نرمافزار یا ابزار دیجیتال را بلد باشد. معلم فناور کسی است که بتواند فناوری را در خدمت یادگیری، خلاقیت، ارتباط و تربیت دانشآموز قرار دهد و در عین حال، او را نسبت به آسیبها و فرصتهای جهان دیجیتال آگاه کند.
کلاس اول؛ جایی برای آغاز یک تغییر
کلاس اول ابتدایی فقط محل یادگیری الفبا و اعداد نیست؛ نخستین مواجهه جدی کودک با نظام رسمی آموزش و یکی از مهمترین مراحل شکلگیری نگرش او نسبت به مدرسه است.
کلاس اولیهای امروز با خود دنیایی متفاوت از تجربه و انتظار را به مدرسه میآورند.
آنها نسلی هستند که باید در مدرسه آموزش ببینند، اما مدرسه نیز باید از آنها بیاموزد؛ باید زبانشان را بشناسد، دغدغههایشان را بفهمد و با ابزارهای دنیای آنها آشنا باشد.
اگر آموزشوپرورش میخواهد همچنان مهمترین نهاد تربیتی جامعه باقی بماند، باید میان مدرسه، معلم، فناوری و سبک زندگی نسل جدید پیوندی واقعی برقرار کند.
مدرسه بهروز و معلم فناور، دیگر یک امتیاز ویژه نیست؛ یک ضرورت جدی آموزشی و تربیتی است.
کودک امروز نباید برای ورود به مدرسه مجبور شود از جهان واقعی خود فاصله بگیرد؛ این مدرسه است که باید زبان جهان جدید او را بیاموزد.
آینده آموزشوپرورش از کلاس اول آغاز میشود؛ اما آینده کلاس اول، به معلمی وابسته است که از دانشآموز خود عقب نماند.