حرف شمال

تاریخ: 2-03-1401, 22:52
کد خبر: 499
در پاسخ به یادداشت عبارت در نقد دکتر یونسی ارائه می شود/
یک سایت بنام عبارت در مطلبی به نقد نرفتن دکتر یونسی معاون سیاسی استاندار در یک کنگره حزبی بنام کارکزاران سازندگی در آستانه انتخابات پرداخت که بسیاری از فعالان رسانه ای و سیاسی نسبت به این نقد یکسوئه واکنش نشان دادند.

حرف شمال- یک سایت بنام عبارت در مطلبی به نقد نرفتن دکتر یونسی معاون سیاسی استاندار در یک کنگره حزبی بنام کارکزاران سازندگی در آستانه انتخابات پرداخت که بسیاری از فعالان رسانه ای و سیاسی نسبت به این نقد یکسوئه واکنش نشان دادند.
 

جوان و آینه، پیر و خشت خام!

 

 
 
افشین رشیدی: از عکس مغرضانه ای که برای یادداشت انتخاب شده بود می شد فهمید قرار است چه بخوانیم؟
به راستی کار به کجا رسیده است که جوانی جویای نام که سیاست را از خوانش چند تحلیل و خبر سیاسی روی صحنه آموخته ، منبر می رود و یکی از اصلی ترین بازوهای سیاسی استان که هم از روی صحنه و هم پشت پرده ی سیاست استان ،رازها و نقل قول ها و تذکرات و دلمشغولی ها در سینه دارد را به خواب آلودگی و غمبار نمودن جریان سیاسی استان و منبر بی فایده رفتن متهم می کند.
مخاطب فکر می کند نویسنده یک نوشابه به دست گرفته و جرعه جرعه می نوشد و مکرر به قوطی اش نگاه می کند تا ببیند تمام شده است یا نه و در همین حال گازی به کیک می زند و چند سطری می نویسد و آفرینی به خود می گوید و باز جرعه ای و گازی و قلمی و همین طور مسلسل نوشته اش گویای همین تصورات است.انگار نه انگار که در یادداشتش انواع اسامی از جمله (هاشمی و احمدی نژاد و روحانی و...) آورده می شود ولی آخرش می رسیم به یک نوع خام دستی نوشتاری، که گویی از پشت یک بلندگوی دستی قرار است در یک استادیوم صدهزارنفری مفهومش را به مخاطب برساند.این یادداشت یک جیغ است.جیغی که پیدا نیست عامل پیدایش آن عملکرد دکتر یونسی است یا.....!؟
این دست یادداشت های این نویسنده در پایگاه خبری اش است که ما طرفدارانش را به سمت نقطه نظرات منتقدان و حتی مخالفانش سوق می دهد که باری همواره خبر و تحلیل و یادداشت های این جوان پرجوش و خروش و گاه هیجان زده را برای جنجال آفرینی به قصد بالا بردن رنکینگ و بازدیدپایگاهش می دانند و یا آن که .... اما به دلایلی که در ادامه می آید اثبات می شود این یادداشت در جهت منافع خاص و شخصی نویسنده یا برخی حامیانش تنظیم شده و مبنای علمی و سیاسی مد نظر یک تحلیل بی طرفانه و عمیق و راهگشا را دارا نیست.
تمام حرص و جوش نویسنده به این بود که چرا آقای دکتر یونسی معاون سیاسی امنیتی مازندران در کنگره ی بزرگ حزب کارگزاران مازندران شرکت نکرد و نتیجه گرفت که اظهار تاسف و تسلیت و تعزیت در خصوص هاشمی از سوی معاون سیاسی مصداق حقیقی ندارد.حال آن که از اتفاق ، این قلم در سومین روز عزای عمومی اعلام شده برای آیت الله هاشمی میهمان دکتر یونسی در نشریه مان بود.هیچکس آنجا نبود تا حال و چهره ی ایشان را ببیند و بفهمد.بغض نهفته ای در گلویش بود و کمتر تبسم کرد و لبخند زد مبادا از حالت عزا و غم فاصله بگیرد.منهای این ها، یک لحظه تصور کنید درست چند ماه مانده به انتخابات آن هم در استانی که همه آماده اند خطایی از مسئولی به ویژه در بخش احزاب به ویژه احزاب حامی دولت ببینند تا آن را رسانه ای و فراگیر کنند ،در استانی که برخی آدم های سیاسی اش هم حتی ممکن است امضا پای یک اساسنامه و دست به یک اساس نامه ی دیگر بدهند،در استانی که فرمانداران و بخشداران از بیم مخالفان و قانون جامع انتخابات، حتی نمی توانند نظر قلبی و شخصی خود را در خصوص افراد و احزاب و کاندیداها با خانواده و دوستان نزدیک خود نیز بیان کنند ، معاون سیاسی استانداری برود و در یک جلسه ی حزبی شرکت کند و رسما قانون رسمی انتخابات مبنی بر منع قانونی حضورمسئولین دولتی و لشگری در جمعیت های سیاسی بویژه کنگره ها و جلوگیری از بروز تخلفاتی از این دست را زیر پا بگذارد.
ضمن آنکه عموم فرهیختگان سیاسی اطمینان دارند که اگر مرحوم آیت الله زنده بود ،آنقدر هوشمندی را داشت که چند ماه مانده به انتخابات به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنگره ی حزب در تهران هم شرکت نکند.
اینها هوشمندی در سیاست است که اتفاقا مدیریت سیاسی استان که آقای دکتر یونسی هم بخش مهمی از آن است نیز از آن بهره مندند و این است معنای واقعی استفاده از تجربیات و گام نهادن درمسیر اعتدال که  راه و مرام هاشمی بود.چه آنکه اگر این کنگره دو سال قبل و حتی یک سال قبل برگزار می شد غیرممکن بود دکتر یونسی یا نماینده ی دیگری از استانداری مازندران در آن حضور نیابد.کما این که آنها در هر کنگره ی دیگری از هر حزب و جریان شناسنامه دار دیگری نیز می توانند و باید به احترام دموکراسی و تحزب حضور یابند اما نه چندماه مانده به انتخابات آن هم با حساسیت های موجود.
ماجرای آینه است و خشت خام!
نویسنده در حالی دارد نامهربانانه ترین واژه ها را به سمت یکی از محترم ترین مسئولان استان در نزد فرهیختگان و هنرمندان و اهل قلم و سیاست می فرستد که صفات شایسته ی آقای دکتر از جمله فصاحت و بلاغت و ریشه دار بودن عبارات کاربردی ایشان در مجامع رسمی یا خصوصی را به باد سخره و انتقاد می گیرد و می گوید:(رفتارهای شما دیگر از حد توان و فهم هواداران دولت خارج شده و گاها آنچنان برخورد سلبی و دور از انتظاری..)
حالا اگربپرسیم چند حزب یا جریان هوادار دولت از آقای دکتر یونسی همین استنباط را دارند ،نویسنده چه  پاسخی دارد؟همین جا تاکید می کنم و پای حرفم می ایستم نویسنده اگر خودش را بالا و پایین ببرد نمی تواند حتی سخنگوی یک حزب شناسنامه دار و حرفه ای استان ،خاصه احزاب حامی دولت مستقر را پای مصاحبه بکشاند تا این توهم نویسنده را تایید کند که دکتر یونسی و کلیت استانداری در مسیر خلاف آزادیخواهی ،شجاعت در تصمیم گیری های منجر به توسعه ی سیاسی و ضد تحزب گام برداشتند . سیاست ورزی را باید آموخت و از نزدیک آنرا لمس کرد.از لابلای چهار خط نوشته و کاریکاتور و مصاحبه سیاسی نمی توان سیاست یا سیاستمداران را شناخت.ضمن آنکه تلاش برای این که جنجال ها و فعل و انفعالات خاص سیاسی پایتخت به استان کشیده شود نیز امری بی فایده است.
هر چند نویسنده ناخواسته و از برهان خلف و از طریق برشمردن موارد احساسی خویش ،شعور و هوشیاری بالای سیاسی آقای معاون و مجموعه ی استانداری را اثبات می کند.
اینکه نویسنده می گوید:(مخالفان قسم خورده دولت که عموما در نقد حسن روحانی کما فی السابق از موهبت استانداری برخوردارند و چه بسا در برخی سویه ها وضع شان بهتر هم هست...) آیا چیزی و پیامی جز امتداد شعار (زنده باد مخالف من) است؟این هوشمندی دولت و استانداری هاست که مخالفان را در نقد و نظر حتی غیر منصفانه و ناعادلانه آزاد می گذارند تا مبادا بدخواهان داخلی و دشمنان خارجی، آنها را به مسدود کردن مسیرهای نقد و توسعه ی سیاسی متهم کنند!
در پایان حیف است به این نکته اشاره نشود که نویسنده که شاید یک سوم سن و تجربه و میزعوض کردن های آقای معاون را به خوابش هم ندیده به او که همگان می دانند چقدر دوست داشتنی،محبوب و اهل دل است و نصایحش برای امثال این قلم چراغ راه است درس می دهد.دوستانی که این نویسنده ی جوان را از نزدیک دیده اند، یک بار دیگر این عبارات را خطاب به دکتر یونسی - این هنرمند و نویسنده ی دردآشنا - را بخوانند:(بدان و آگاه باش که زمان ایستا نیست و روزگار معاونت شما نیز می گذرد.شما یا بازیگری چیره دست هستید که...)
براستی که این قلم از تکرار این عبارات نیز شرم دارد.آیا دکتر یونسی یا دیگر مسئولین ارشد استانداری که بارها از این میز به آن میز نقل مکان کرده اند نمی دانند که روزی باید از سمت های شان کنار بروند!؟
آری دکتر یونسی یک بازیگر چیره دست است و خوب می داند با مشورت عقلای سیاسی استان و مقام ارشد خود چه رفتاری بروز دهد که به ویژه در آستانه ی انتخابات به دردسرهایی غیرقابل جبران برای کلیت تحزب و یارگیری سیاسی استان نیفتد.
تردیدی نیست که او و همکارانش با صبر و حوصله با در نظر گرفتن تمام سلیقه های سیاسی از هر حزب و جریان قانونمند،سیاست استان را کما فی السابق به بهترین وجه مدیریت می کنند.
آنها نیز می دانند که در این امر کامل نیستند و بالطبع ضعف های خود را بهتر از ما می شناسند لذا تاکید می شود شایسته نیست یادداشت هایی احساسی از این دست از نویسنده ای که گاه یادداشت های جامعی نیز به پیشخوان درگاهش فرستاده شاهد باشیم .این قلم در همین جا به کسانی که ممکن است سهوی یا عمدی ،از این دست رویکردها و یادداشت ها حمایت کنند هشدار و تذکر می دهد که شایسته است در آستانه ی انتخابات مهم پیش رو از ابراز هرگونه موضوع که اصل را  فرع و فرع را اصل بداند خودداری نماییم.والعاقبت للمتقین.
*نویسنده و کارگردان و فعال رسانه


نظرگاه شما
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
نظرسنجی
تازه ترین عناوین