حرف شمال

تاریخ: 2-03-1401, 22:22
کد خبر: 400
نگاهی انتقادی به وضعیت اسفناک آموزش عالی در مازندران!
نیاز دانشگاه های جدید به «استاد»، گروهی از کارشناسان ارشد را با دستمزدهای ساعتی خجالت آور پای میز استادی کشانده و این امر نیز به صورت مستقیم بر سطح کیفی آموزش و جایگاه استاد در مازندران اثر گذاشته است.

دانشجوها فعلا دغدغه های مهمتری از میزان رشد علمی استان دارند، دغدغه هایی نظیر کیفیت غذا وخوابگاه. آنها در نیازهای اولیه مانده اند، خیال های ثانویه پیشکش!
حرف شمال_عالین نجاتی: کیفیت آموزش عالی در مازندران پائین است. به جز دانشگاه دولتی مازندران، دانشگاه آزاد ساری و دانشگاه فنی نوشیروانی بابل، مابقی مراکز دانشگاهی مازندران نتوانسته اند خود را با سرعت رشد علمی منطقه و کشور هماهنگ کنند.
*افزایش باورنکردنی و بی دلیلی مراکز آموزش عالی در مازندران به شکل مستقیمی بر افزایش فارغ التحصیلان دانشگاهی بی مهارت و بی کیفیت و تحریک نادعادلانه بازار کار اثر گذاشته است.
 

تلاش مرگبار برای تُهی کردن مفاهیمی نظیر استاد، دانشگاه و دانشجو/ لطفا بر جنازه "علم" فاتحه بخوانید!

 


*نیاز دانشگاه های جدید به «استاد»، گروهی از کارشناسان ارشد را با دستمزدهای ساعتی خجالت آور پای میز استادی کشانده است. این امر نیز به صورت مستقیم بر سطح کیفی آموزش و جایگاه استاد در مازندران اثر گذاشته است.
 
*دانشگاه های قارچی، نیاز به مدیرگروه دارند و یکی از اصلی ترین و مهمترین وظایف مدیران گروه؛«برنامه ریزی آموزشی» است. مهارتی بسیار حساس و مهم، که در دانشگاه هایی نظیر کمبریج به عهده «سرجان راسل» بوده است.
این افزایش بی تخصصی در جایگاهی به شدت تخصصی به شکلی مستقیم بر سیستم برنامه ریزی علمی که از نهاد دانشگاه به دیگر شئون علمی جامعه سرایت می کند اثر گذاشته است.
 
*دانشگاه های جدید، فضای آموزشی نیاز دارند. بنابراین شروع می کنند به ساختن بناهایی بدقواره و چند طبقه که در بهترین حالت شبیه ندامتگاه های نوجوانان است و هیچ شباهتی به ایده کلاسیک دانشگاه ندارد و از کمترین شاخص های یک محیطی علمی استاندارد بی بهره است.
 این افزایش ساختمان های بی ربط به جایی به اسم دانشگاه به شکل مستقیمی بر کیفیت فضاهای آموزشی استاندارد در مازندران اثر می گذارد.
 
*دانشگاه های جدید، دانشجویان جدید می خواهند و از آنجایی که تحصیل کردن در مازندران به امری محتوم و سرنوشتی از پیش تعیین شده، بدل گشته است، نگرانی خاصی بابت تامین دانشجو وجود ندارد اما به هرحال در میان اینهمه انتخابِ کنکوری و بدون کنکور و ازراه دور و غیرحضوری و غیرانتفاعی، علمی کاربردی و... رقابتی جدید و جدی برای جذب دانشجو درمی گیرد که در نهایت کار را به جایی می رساند که به دانشجو اطمینان می دهند می تواند بابت گرفتن مدرک بدون انجام وظایف حساب کند.
این شیوه برخورد به طور مستقیم بر چیزی به اسم «دانشجو» اثر می گذارد و حتی آن را از مفهوم «دانش آموز» نیز تهی می کند.
 
مازندران در حال حاضر در جمع سه استان اول کشور از نظر "مساحت ـ تعداد" دانشگاه ها است و رتبه دوم تعداد دانشگاه های غیرانتفاعی را با توجه به "مساحت ـ تعداد" در اختیار دارد.
تعداد قابل توجهی از فارغ التحصلان مراکز آموزش عالی مازندران را «زنان» تشکیل می دهند که بیش از 70 درصد از فارغ التحصیلان بیکار مازندران هستند.
متاسفانه هنوز با گذشت 3 سال از عمر دولت یازدهم هیچ آمارسنجی کیفی و درستی از میزان مهارت، رضایت و ایده پردازی فارغ التحصیلان و دانشجویان مازندران در دست نیست.
هیچ نظام یکپارچه ای در راستای سندهای بالادستی از جمله سند تحول و برنامه ششم توسعه در فضای آموزش عالی مازندران وجود ندارد.
به جز نیازآذری در دانشگاه آزاد ساری، هیچ دانشگاه دیگری در استان در یک دهه گذشته تحولی جدی نداشته وفضای آموزشی اش را در حدی استاندار کیفی سازی و بهسازی نکرده است.
میزان آگاهی والدین از سیر آموزشی فرزندانشان در دانشگاه های مازندران در حد صفر است و هیچ پژوهشی در اداره کل پژوهش استانداری مازندران در زمینه آموزش عالی و ارتباط آن با بازار کار در استان و یافتن فرصت ها، چالش ها و ارائه پیشنهادات، مدون نشده است.
وزیر علوم هیچ طرح خاصی برای مازندران ندارد و هیات دولت نیز بی توجهی محض اش به آموزش عالی در استان را در مصوبات بسیار اندک و عدم تخصیص بودجه های لازم به شکلی شفاف نشان داده است.
 
سوال اینجاست که آیا «اقتصاد مقاومتی»، «نخبه پروری»، و استفاده از ظرفیت های درونی با چنین وضعیتی شوخی نیست؟ آیا این نگاه دست چندم به این معنا نیست که متاسفانه هنوز هم شعارها و اشارات سالیانه رهبری تنها در حد حرف و سخنرانی مانده و اصلا عزم و اراده و باروی برای تحقق آن در فضای آموزشی مازندران وجود ندارد.
نگاه و نظر دولت، مجمع نمایندگان مازندران، دستگاه قضایی، بخش خصوصی و جامعه دانشگاهی کشور به «آموزش عالی در مازندران» چیست؟ ایا اصلا کسی تا به حال به این سوال فکر کرده است؟
آیا فراموش کرده ایم که دکتر حسن روحانی با وعده توسعه علمی و فضای باز دانشگاهی رئیس جمهور شد و از قضا مازندران بیشترین رای را به او داد و از این آرا بیشترین سهم نصیب دانشگاهیان بود؟
مدیرانی نظیر «دکتر محمدپور عمران» رئیس سازمان صنعت و معدن و تجارت استان مستقیما از محیط دانشگاهی به دولت آمدند، اما آیا نگاه، برخورد و ارزشگذاری آنها نسبت به دانشگاه و محیط های علمی در مازندران نسبتی با این تبار دارد؟
چه بر سرِ ما آمده است؟ چه در سرِ ما می گذرد؟ چند وجب آب از سرِ ما گذشته؟ اصلا سرِ ما سرِ جایش هست یا نه؟
تاسفبار، نگران کننده و صدالبته خجالت آور است که ما بیشترین تعداد مراکز دانشگاهی را داریم اما تعداد طرح های مفید یا توافقنامه های اثرگذار در دست اجرای دولت یا بخش خصوصی با دانشگاه های استان حتی از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر است.
مایه تاسف است که همه سخنرانان دولتی در روز دانشجو به شدت از اصل علم و فرهنگ به دور بودند و مباحثی به شدت تکراری، یاس آور و بی نتیجه را طرح کردند که نه تنها هیج ازتباطی با گفتمان دولت نداشت بلکه شان دانشگاه را نیز تنزل داد.
مایه تاسف است که حتی یک قدم هم رو به جلو بر نداشتیم و عملکرد دولت در مازندران در زمینه آموزش عالی به شدت ضعیف بوده است.
دولت تدبیروامید در این حوزه در استان مردود شد و به نظر نمی رسد در یکسال باقی مانده هم خرگوشی در کلاه داشته باشد. پس باید صبر کرد و صبر کرد و صبر کرد. کاری که دانشجوها خوب بلندند، آنها فعلا دغدغه های مهمتری از میزان رشد علمی استان دارند، دغدغه هایی نظیر کیفیت غذا وخوابگاه. آنها در نیازهای اولیه مانده اند، خیال های ثانویه پیشکش!


2 خرداد 1401 22:22
نقل قول
میهمان
امتیاز مثبت 0
سلام متاسفانه این که از عده‌ای از کارشناسان ارشد که عموما از افراد شاغل در دستگاه های دولتی یا مدیرا هستند استفاده میشود بنده همکاری دارم که قدرت جمع بندی کلمات را در یه جلسه اداری ندارد و تاکنون یک مقاله علمی بیرون نداده وای با ارتباط در دانشگاه تدریس میکند انصافا فاتحه علم خوانده شد

نظرگاه شما
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
نظرسنجی
تازه ترین عناوین